
سیگار که روشن میشود، انتخابی شخصی است؛ اما وقتی تهسیگارش روی زمین میافتد، دیگر شخصی نیست. از همان لحظه، یک پسماند به خیابان، پارک و طبیعتی اضافه شده که متعلق به همه ماست.
شاید نتوان از همه انتظار داشت سیگار را کنار بگذارند، اما میتوان از هر فرد سیگاری انتظار داشت مسئولیت پسماند آن را بپذیرد. حداقل مسئولیت اجتماعی یک فرد سیگاری این است که تهسیگارش را روی زمین نیندازد. این انتظار نه درباره سبک زندگی افراد، بلکه درباره حقی است که همه شهروندان نسبت به فضای عمومی دارند.
ما خیابان را خانه دوم خود میدانیم؛ اما چیزی که در خانه خودمان روی زمین نمیاندازیم، گاهی در خیابان رها میکنیم. برای پاکبان، هر تهسیگار یک زحمت اضافه است. کوچک و پراکنده بودن این پسماند باعث میشود جمعآوری آن در میان خاک، سنگ، جدول و فضای سبز دشوار و زمانبر باشد؛ زحمتی که میتوان با یک تصمیم ساده از آن جلوگیری کرد.
موضوع فقط ظاهر شهر نیست. تهسیگارها میتوانند مدت زیادی در محیط باقی بمانند و مواد باقیمانده در آنها نیز در صورت رها شدن در خاک یا آب، به آلودگی محیط کمک کنند. کوچک بودنشان نباید باعث شود اثرشان را کوچک تصور کنیم.
و البته ماجرا فقط تهسیگار نیست. بطری، پلاستیک، دستمال، پوست میوه و هر پسماند دیگری که در خیابان یا طبیعت رها میشود، بخشی از مسئولیت شهروندی ماست. شهر پاک، فقط با بیشتر شدن سطلهای زباله یا بیشتر شدن نیروهای خدمات شهری ساخته نمیشود؛ با تغییر رفتار شهروندان ساخته میشود.
اگر سیگار میکشیم، راه سختی در پیش نداریم: تهسیگار را تا رسیدن به سطل زباله نگه داریم یا از یک محفظه مناسب و دربسته استفاده کنیم. همین چند ثانیه و چند قدم، زحمت یک پاکبان را کمتر میکند و پسماندی را از محیط زندگیمان دور نگه میدارد.
فاصله یک تهسیگار تا سطل زباله شاید فقط چند قدم باشد؛ اما همین چند قدم، فاصلهای به اندازه فرهنگ است.
این یادداشت در راستای مسئولیت اجتماعی نوشته شده است
علیرضا صادق زاده
















