به گزارش وب سایت رسمی علیرضا صادق زاده به نقل از انجمن روابط عمومی ایران

روابط عمومی صرفاً یک شغل اداری نیست؛ بلکه شور، شوق و باوری درونی است که ریشه در منش و اخلاق حرفهای افراد دارد. این ویژگی، نوعی فضیلت اخلاقی است که هر انسانی شایسته است خود را به آن بیاراید، اما برای کسانی که در خط مقدم ارتباط با مردم قرار دارند، ضرورتی دوچندان دارد.
توسعه، بدون اطلاعرسانی و اطلاعیابی همهجانبه در ابعاد اجتماعی، سیاسی و فرهنگی امکانپذیر نیست. دادهها زمانی ارزشمند میشوند که با تحلیل و پردازش، به اطلاعات تبدیل شوند؛ اطلاعاتی که زیربنای تصمیمگیری و تصمیمسازی هستند. در این میان، روابط عمومی با مدیریت جریان اطلاعات، نقشی تعیینکننده در موفقیت سازمانها ایفا میکند و میتواند با اتکا به آگاهی و دانایی، مدیران را در اتخاذ تصمیمهای درست و اثربخش یاری رساند.
روابط عمومی با تلاشی آگاهانه، در مسیر شکلگیری جامعهای انسانیتر گام برمیدارد؛ جامعهای که بر پایه همدلی، همافزایی، هماندیشی و اعتماد متقابل بنا شده است. رسالت روابط عمومی، صرفاً اطلاعرسانی نیست، بلکه ایجاد پیوندی پایدار میان سازمان و افکار عمومی است.
با این حال، آنچه امروز در ایران مشاهده میشود، فاصلهای معنادار با این جایگاه دارد. بسیاری از تشکلهای روابط عمومی، به جای ایفای نقش مطالبهگر و دفاع از حقوق حرفهای و منافع عمومی، بخش عمده فعالیت خود را به برگزاری همایشها، توزیع لوح تقدیر و مدال با اتکا به حمایت مالی اسپانسرها محدود کردهاند. در بسیاری از موارد نیز افرادی بر مسند مدیریت این تشکلها تکیه زدهاند که تجربه و سابقه کافی در حوزه روابط عمومی ندارند.
نمونه روشن این انفعال را میتوان در زمان قطع گسترده اینترنت در سال گذشته مشاهده کرد؛ رخدادی که آثار گستردهای بر ارتباطات، اطلاعرسانی و فعالیت رسانهها و روابط عمومیها داشت، اما کمتر تشکل روابط عمومی حاضر شد در دفاع از حق دسترسی آزاد به اطلاعات و مطالبات جامعه، موضعی شفاف و مسئولانه اتخاذ کند.
اگر روابط عمومی قرار است صدای مردم و پل ارتباطی میان جامعه و سازمانها باشد، سکوت در بزنگاههای حساس، با فلسفه وجودی این حرفه سازگار نیست. روابط عمومی زمانی معنا پیدا میکند که در کنار مردم، حقیقت و منافع عمومی بایستد؛ نه آنکه تنها در مراسم تقدیر و تشریفات حضور داشته باشد.
ابوالقاسم حکیمیان، عضو هیات مدیره انجمن روابط عمومی ایران















